X
تبلیغات
رایتل

مجنون...  چاپ

تاریخ : یکشنبه 6 آذر‌ماه سال 1390 در ساعت 21:00

 روزی مجنون از سجاده شخصی شخصی عبور می کرد.

مرد نماز راشکست وگفت:مردک! درحال رازو نیاز باخدا بودم تو جگونه این رشته را بریدی؟

مجنون لبخندی زد و گفت:عاشق بنده ای هستم و تو را ندیدم و تو عاشق خدایی و مرا دیدی!

نظرات (2)
سلام واقعا عالی بود
سلام....

بسیار زیبا بود

( پشت پرده لغو مراسم ناصرعبداللهی در: وبلاگ ناصریــــــا)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد