مصاحبه با عمران طاهری  چاپ

تاریخ : چهارشنبه 25 شهریور‌ماه سال 1388 در ساعت 16:55

 سلام دوستان 

چند روز پیش ویژه نامه صبح ساحل مصاحبه ای با عمران طاهری عزیز انجام داده بود که دوست داشتم توی این پست بزارم که کسانی که به دستشون نرسیده بتونن بخونن. 

 متن مصاحبه:  

 

عمران طاهری: تقلید نمی کنم. این صدای خودم است...  

 

اشاره: 

در یک روز گرم تابستان دیداری داشتیم با یکی از خوانندگان جوان شهرمان. دیداری که این خواننده را بیشتر برای خوانندگان روزنامه معرفی کرد. البته در این دیدار مدیر یکی از شرکت هایی که همیشه حامی موسیقی هرمزگان بوده نیز حضور داشت. آنچه در پی می آید مصاحبه خبرنگار ما با عمران طاهری خواننده و محمد امین داعی مدیر عامل شرکت سورنا آوای بندر است. لطفاْ با ما همراه شوید.   

گروه گزارش: «تقلید نمی کنم. همیشه خودم بوده ام...؛ این صدای خودم است» 

از آنجا که عشق با نام تو آغاز می شود مهربان ترین نام وطن است. یه حالی داشتم که نپرس. یه حالی داشتم که نگو. یه تیکه از روحمو من جایی گذاشتم که نپرس.  

مردم مرا با همین سادگی پذیرفته اند. به همین دلیل نه دست به یقه ستاره ای شدم و نه احتیاجی به ستاره شدن دارم. همیشه هم شاکر خداوند بوده ام و معتقدم با وجود همین مردم مهربان بر سر کسی منت ندارم. بلکه منت بر سر دارم. چه بخواهم و چه نخواهم. 

 

چی شد که وارد عرصه موسیقی شدید؟ 

عمران: علاقه و استعدادی که از دوران کودکی به فراگیری موسیقی داشتم که این رو یک استعداد خداوندی می دونم. 

 

خانواده شما مخالفتی نمی کردند؟ 

عمران: به هیچ وجه. بلکه مرا تشویق هم می کردند. 

 

توی خانواده شما کی از هم بیشتر طرفدارته؟ 

عمران: خواهرم مهرنوش؛ که او را بیش از آنچه که می داند دوست دارم . 

 

میدونی کی متولد شدی؟ 

عمران: ساعت ۲۰:۱۶ دقیقه روز سه شنبه ۱۴ فروردین ماه سال ۱۳۶۴ در بیمارستان شهید محمدی بندرعباس. 

 

توی خانواده شما فرد دیگری هم هست که به موسیقی علاقه مند باشد؟ 

عمران: برادرانم مهرداد که عود می زند (من موسیقی را با مهرداد شروع کردم)؛ و احسان که گیتار باس کار می کند. 

 

یکی از شیطنت های بچگی ات چه بود؟  

عمران: با دوستانم توی کوچه های محله مان زنگ خانه ها را می زدیم و فرار می کردیم! 

 

درست چطور بود؟ 

عمران: خوب بود؛ به سختی و با کمک دوستان قبول می شدم ! از جغرافیا هم به علت آب و هوای مدیترانه ای خوشم می آمد. 

 

اهل ریسک کردن هستی؟ 

عمران: کم و بیش.

 

سفر را دوست داری؟ 

عمران: خیلی زیاد. سفر مرا دور از مشکلات قرار می دهد و تمامی فکر انسان آزاد می شود و این لذت بخش است. 

 

موثرترین جمله ای که تا کنون شنیدی؟ 

عمران: برای انسان های بزرگ هیچ وقت بن بستی وجود ندارد؛ یا برای آن راهی پیدا می کنند یا می سازند. 

 

پاک ترین کلمه در دنیا چیست؟ 

عمران: خدا و بس 

 

هیجان ؛ سکوت؟ 

عمران: سکوت را دوست دارم ولی به موقع از هیجان هم بدم نمی آید! 

 

رفیق بازی؟ 

عمران: به هیچ وجه. ولی معمولاْ با همه می جوشم. 

 

صمیمی ترین دوستان دوران زندگی؟ 

عمران: بهمن گلپاگون؛ محمد امین داعی؛ عادل مشایخی؛ پیمان طاهری. 

 

دوست داری جای شخص دیگری باشی؟ 

عمران: نه. ترجیح می دهم خودم باشم.

 

وقتی بچه بودی دوست داشتی چه کاره شوی؟ 

عمران: خلبان 

 

واسه چی؟ 

عمران: چون احساس می کنم با پرواز انسان به خدای خود بیشتر نزدیک می شود. 

 

بدترین اتفاق زندگی ات؟ 

عمران: از دست دادن استادم ناصر عبدالهی که هنوز باورش برام سخت است. 

 

               عمران 

  

بهترین لحظه زندگی ات؟ 

عمران: شنا کردن در دریا. 

 

بیشتر اوقات فراغت را به چه می گذرانی؟ 

عمران: چند تا کار انجام میدم. اول به ساحل میرم و به نظاره موجوداتی که خداوند خلق کرده می نشینم. گاهی اوقات هم با امین جان و بهمن جان میریم بیرون. 

 

اهل مطالعه هم هستی؟ 

عمران: بله. بیشتر کتاب های معنوی می خوانم. 

 

چند روز پیش یه آهنگی شنیدم به نام عمران. گاهی اوقات با خودم فکر می کنم که چقدر عمران دلش شکسته شده که باید یه ترانه ای مثل «عمران» رو بخونه؟ 

عمران: به خاطر یه سری از ناملایمت هایی که با من شده. 

 

چی؟ 

عمران: بی خیال. سوال بعدی. 

 

یعنی می خوای یه جوری کاسه صبر و تحمل خودت رو بالا ببری؟ 

عمران: بله. حتماْ.

 

در خلوت چه کاری انجام میدی؟ 

عمران: فقط فکر می کنم. 

 

از بازی کدوم بازیگران خوشت میاد؟ 

عمران: محمد رضا فروتن؛ هدیه تهرانی؛ پرویز پرستویی. 

 

تا اونجایی که ما سوال و پرس کردیم از محبوبیت نسبتا قابل توجهی هم برخورداری. علت چیه؟ 

عمران: هر چی دارم از خدا دارم و لطف مردم. 

 

چند وقت پیش یه کنسرت در سالن آوینی برگزار کردی. نظرت چیه؟ 

عمران: این اولین کنسرت رسمی من بود که به یاری خداوند و به لطف شرکت سورنا آوای بندر و پارس آنلاین برگزار شد. زندگی همش تجربه است. این هم به نوبه خود تجربه ای بود. 

 

بهترین ترانه ای که در کنسرت اجرا کردی؟ 

عمران: دوستت دارم؛ حالا خوبن حالا جونن؛ پشت این پنجره ها که به یاد استادم ناصر عبدالهی بود. یک قطعه هم به یاد استاد منصفی اجرا کردیم.  

 

                                       عمران

 

بهترین خاطره کنسرت؟ 

عمران: آوردن شاخه گل رز توسط پدر و مادر خوبم برای تمامی اعضای گروه؛ آمدن غافلگیرانه دوست خوبم رضا صادقی و اجرای یک ترانه با حضور نوید عبدالهی فرزند مرحوم ناصر عبدالهی. 

 

میشه راجع به گروه عمران یه توضیح مختصر بدی؟ 

عمران: نوازندگان این گروه عبارتند از: داداش گلم بهمن گلپاگون (کیبورد یک)؛ دوستانم: حسین گردین (گیتار باس)؛ هادی آئین طلب (گیتار کلاسیک)؛ حسن نوری نسب (درامز)؛ وحید حسن رضایی (پرکاشن)؛ مرتضی کریمی (ویلن و عود)؛ علی عرب (ادوات)؛ امیر رحمانیان (کیبورد دو)؛ فاضل پیش (گیتار الکترونیک)؛ میثم مهنی زاده (دف). 

 

نظرت راجع به اسپانسرت چی بود؟ 

عمران: تمامی زحمات و اجرای بی نقص این کنسرت به دوش دوست گلم و داداش خوبم که این افتخار رو داشتم در خدمت اون باشم آقای محمد امین داعی که تشکر بسیار ویژه را از ایشان دارم. 

 

راجع به کنسرت کمی توضیح می دی؟ 

عمران: اینجا رو امین توضیح بده بهتره. 

 داعی: کنسرت گذاشتن در ظاهر کار بسیار آسانی به نظر می رسد ولی در عین حال خیلی پر مخاطره است. به همین خاطر پس از گرفتن مجوز برای عمران جان دنبال مرحله پول؛ تعیین جا برای محل کنسرت بودیم که بالاخره تالار شهید آوینی انتخاب شد و در مرحله بعدی باید با خواننده هماهنگی لازم را انجام می دادیم؛ تمرینات سختی  و دردسرهای تا قبل از کنسرت و در حین کنسرت و بعد از کنسرت... درنهایت خیلی مشکل است. 

   

شما دو بار در شهر بندرعباس کنسرت گذاشتید. اولی برای رضا صادقی و دومی برای عمران طاهری. هر دو کنسرت هم از لحاظ کیفیت و محتوای کلی کار بسیار بالا بودند. علی رغم هزینه های بالای این گونه برنامه ها شما از اسپانسری استفاده نکردید تا بتونه تا حدی این هزینه را پوشش بده و از سختی کارتون کمتر بکنه. میشه بگین علت چیه؟ 

داعی: هیچ علاقه ای برای گرفتن اسپانسر مالی علی رغم هر گونه هزینه ای و مشکلی ندارم به لطف خداوند همه چیز حل می شود. 

 

آیا در آینده کار جدیدی برای اجرای کنسرت از شما در شهر بندرعباس شاهدی خواهیم بود؟ 

داعی: نمی دانم. شاید؛ باید ببینم که شرایط چطوری پیش می ره. 

 

راستی عمران جان شنیدیم که ایشان مدیر برنامه های شما هستند. آیا تا کنون مدیریت ایشان در روند کارهای شما تاثیری داشته است؟ 

عمران: بله. ۱۰۰٪ . خدا  رو شکر. 

 

تا کنون چه کارهایی برای موسیقی پاپ در هرمزگان انجام داده اید؟ 

عمران: ۶ آلبوم محلی؛ ۳۰ جشنواره محلی در قشم؛ کیش؛ بندرعباس؛ کرمان؛ میناب؛ شیراز و تعداد بیشماری اجراهای ارگانی و چند کار هم به صورت صوتی و تصویری برای صدا و سیمای خلیج فارس و شبکه سه انجام داده ام. 

 

از آلبوم کشوری ات چه خبر؟ 

عمران: اگه میشه از امین جان بپرسید. 

 

آقای داعی میشه توضیح بدین؟ 

داعی: این کار نزدیک دو سال است که در دست تهیه می باشد. آخرین سفری که ۳۰ روز پیش به تهران داشتیم طی رابطه ای که مسئولین آوای گامرون با آقای سعید معظمی در موسسه دارینوش داشتند. به حضور ایشان رسیدیم و با توجه به اینکه ایشان کارهای عمران را از قبل شنیده بودند تصمیم به این گرفتند که مجددا کارها از اول بازخوانی و مونتاژ شوند. زیر نظر ایشان که هم اکنون و در حال حاضر آخرین آخرین روتوش های خودش را طی می کند. همین جا جا داره از زحمات فراوانی که موسسه دارینوش و آقای سعید معظمی در تهران و مسئولین شرکت آوای گامرون در بندرعباس کشیده اند بسیار تشکر و قدردانی بنمایم و این نکته هم شایان ذکر است که نقطه آغاز هر ترانه اتصال درون ملودی و خواننده می باشد. از آنجا که بندرعباس جنوب ایران؛ موسیقی همراه با دریا می نوازد با یاد و نام مرحوم ناصر عبدالهی بر آن شدیم که یادگاری از عشق است را به جای بگذاریم. 

 

عواملی که در ساخت این آلبوم دست داشته اند را میشه توضیح بدین؟ 

داعی: عمران جان اگه ممکنه توضیح این سوال با شما... 

عمران: بله. محل ضبط و صدابرداری این آلبوم در استودیو پارت تهران با مدیریت دوستان عزیزم بابک و بهنام شهرکی می باشد و تعدادی از ترانه ها هم در استودیو امید با مدیریت دوست عزیزم امید محبی در بندرعباس می باشد. نوازندگانی که در این آلبوم با من همکاری داشتند از بندرعباس آقایان: حسین گردین؛ ناصر رحیمی؛ سعید محبی و فاضل پیش بودند و از تهران آقایان: بابک ریاحی پور؛ علی رضا میرآقا؛ کریم قربانی؛ بابک شهرکی؛ فیروز ویسان لو؛ ناصر رحیمی (فلوت)؛ ایمان جعفری؛ نیما نواب پور و بهنام شهرکی بودند. شعرای این آلبوم آقایان: محمد دهقانی؛ میلاد کمالی؛ مرحوم عبدالحسین سرفراز؛ ناصر زرجام و خانم ها: ماندانا ابری و فرزانه فرخی نژاد بودند. آهنگسازی این آلبوم را این حقیر انجام دادم و آقایان مهدی آرام باش؛ وحید داوودی؛ مهدی وحدانی و اخوان شهرکی برایم تنظیم کردند.

 

و صحبت های آخر: 

عمران: تشکر می کنم از کلیه کسانی که من را تا به امروز یاری نموده اند من جمله خانواده خوبم؛ دوستان عزیزم و همچنین از شما که قبول زحمت نمودید و همکاران محترمتان و به این افتخار می کنم که یه بندرعباسی هستم و به عنوان کوچکترین عضو جامعه هنری به مردم خوب و فهیم این شهر و کشورم خدمت می کنم. رحمت نصیبتان شود. یا علی مدد. 

تست شخصیت شناسی  چاپ

تاریخ : شنبه 21 شهریور‌ماه سال 1388 در ساعت 14:54

 

سلام دوستای گلم 

یه تست روانشناسی جالب دیدم که گفتم بد نیست برای شما هم بزارم... 

  

تست شخصیت شناسی :

این آخرین و استانداردترین تست شخصیت شناسى است که این روزها در اروپا بین روانشناسان در جریان است . پاسخهایش هم اصلاً کار دشوارى نیست . کافى است کمى به خودتان رجوع کنید . یک کاغذ و قلم هم کنار دستتان باشد و جوابی را که انتخاب می کنید یادداشت کنید که بتوانید امتیازهایى که گرفته اید جمع بزنید ..
حاضرید ؟ پس شروع کنید:
  
  

 


1چه موقع از روز بهترین و آرام ترین احساس را دارید ؟
الف ) صبح

ب ) عصر و غروب 

ج ) شب 


2معمولاً چگونه راه مى روید ؟
الف ) نسبتاً سریع، با قدم هاى بلند
ب ) نسبتاً سریع، با قدمهاى کوتاه ولى تند و پشت سر هم
ج ) آهسته تر، با سرى صاف روبرو
د ) آهسته و سربه زیر
ه ) خیلى آهسته 
 


3 وقتى با دیگران صحبت مى کنید ؛
الف ) مى ایستید و دست به سینه حرف مى زنید،
ب ) دستها را در هم قلاب مى کنید،
ج ) یک یا هر دو دست را در پهلو مى گذارید،
د ) دست به شخصى که با او صحبت مى کنید، مى زنید،
و ) با گوش خود بازى مى کنید، به چانه تان دست مى زنید یا موهایتان را صاف میکنید 
 


4 وقتى آرام هستید، چگونه مى نشینید ؟
الف ) زانوها خمو پاها تقریباً کنار هم
ب ) چهارزانو
ج ) پاى صاف و دراز به بیرون
د ) یک پا زیر دیگرى خم  



5وقتى چیزى واقعاً براى شما جالب است ، چگونه واکنش نشان مى دهید ؟
الف ) خنده اى بلند که نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده،
ب ) خنده، اما نه بلند
ج ) با پوزخند کوچک
د ) لبخند بزرگ
ه ) لبخند کوچک  



6وقتى وارد یک میهمانى یا جمع مى شوید ؛
الف ) با صداى بلند سلام و حرکتى که همه متوجه شما شوند ، وارد مى شوید
ب ) با صداى آرامتر سلام مى کنید و سریع به دنبال شخصى که مى شناسید ، مى گردید
ج ) در حد امکان آرام وارد مى شوید ، سعى مى کنید به نظر سایرین نیایید 
 


7 سخت مشغول کارى هستید ، بر آن تمرکز دارید ، اما ناگهان دلیلى یا شخصى آن را قطع مى کند ؛
الف ) از وقفه ایجاد شده راضى هستید و از آن استقبال مى کنید
ب ) بسختى ناراحت مى شوید
ج ) حالتى بینابین این ۲ حالت ایجاد مى شود  



8 کدامیک از مجموعه رنگ هاى زیر را بیشتر دوست دارید ؟
الف ) قرمز یا نارنجى
ب ) سیاه
ج ) زرد یا آبى کمرنگ
د ) سبز
ه ) آبى تیره یا ارغوانى
و ) سفید
ز ) قهوه اى ، خاکسترى ، بنفش  



9وقتى در رختخواب هستید ( در شب ) در آخرین لحظات پیش از خواب ، در چه حالتى دراز مى کشید ؟
الف ) به پشت
ب ) روى شکم ( دمر )
ج ) به پهلو و کمى خم و دایره اى
د ) سر بر روى یک دست
ه ) سر زیر پتو یا ملافه ... 
 


10 آیا شما غالباً خواب مى بینید که :
الف ) از جایى مى افتید.
ب ) مشغول جنگ و دعوا هستید.
ج ) به دنبال کسى یا چیزى هستید.
د ) پرواز مى کنید یا در آب غوطه ورید.
ه ) اصلاً خواب نمى بینید.
و ) معمولاً خواب هاى خوش مى بینید  

 

 


امتیازات : 


سؤال اول :
الف ( 2 ) ، ب ( 4 ) ، ج ( 6 )  


سؤال دوم :
الف ( 6 ) ، ب ( 4 )، ج ( 7 )، د ( 2 )، ه ( 1 )  


سؤال سوم :
الف ( 4 ) ، ب ( 2 )، ج ( 5 ) ، د ( 7 ) ، ه ( 6 ) 
 

سؤال چهارم :
الف ( 4 ) ، ب ( 6 ) ، ج ( 2 ) ، د ( 1 )  


سؤال پنجم :  
الف ( 6 ) ، ب ( 4 ) ، ج ( 3 ) ، د ( 5 ) ، ه ( 2 )  


سؤال ششم :
الف ( 6 ) ، ب ( 4 ) ، ج ( 2 )  


سؤال هفتم :
الف ( 6 ) ، ب ( 2 ) ، ج ( 4 )  


سؤال هشتم :
الف ( 6 ) ، ب ( 7 ) ، ج ( 5 ) ، د ( 4 ) ، ه ( 3 ) ، و ( 1 ) ، ز ( 1 ) 
 

سؤال نهم :
الف ( 7 ) ، ب ( 6 ) ، ج ( 4 ) ، د ( 2 ) ، ه ( 1 )  


سؤال دهم :
الف ( 4 ) ، ب ( 2 ) ، ج ( 3 ) ، د ( 5 ) ، ه ( 6 ) ، و ( 1 )  


خب ، امتیازهایتان را جمع زدید . عدد به دست آمده را با جدول زیر مقایسه کنید و شخصیت خودتان را بشناسید .   

  

نتیجه گیرى


اگر امتیاز شما بالاى ۶۰ است:  

دیگران در ارتباط و رفتار با شما شدیداً مراقب و هوشیار هستند آنها شما را مغرور ، خود محور و بى نهایت سلطه جو مى دانند ، گرچه شما را تحسین مى کنند و به ظاهر مى گویند« کاش من جاى تو بودم !! » اما معمولاً به شما اعتماد ندارند و نسبت به ایجاد رابطه اى عمیق و دوستانه بى میل و فرارى هستند . 
 

اگر از ۵۱ تا ۶۰ دارید :
بدانید دوستان شما را تحریک پذیر مى دانند ، بدون فکر عمل مى کنید و سریع از موضوعات ناخوشایند برآشفته مى شوید ، علاقه مند به رهبرى جمع و تصمیم گیریهاى سریع دارید ( هرچند اغلب درست از کار درنمى آیند ! ) دیگران شما را جسور و اهل مخاطره مى دانند . کسى که همه چیز را تجربه و امتحان مى کند ، از ماجراجویى لذت مى برد و در مجموع به دلیل ایجاد شرایط و بستر هیجانات توسط شما ، از همراهى تان لذت مى برند .  


گر از ۴۱ تا ۵۰ به دست آوردید:
به خود امیدوار باشید ، دیگران شما را بانشاط ، سرزنده ، سرگرم کننده و جالب و جذاب مى بینند . شما دائماً مرکز توجه جمع هستید و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستید .. فردى مهربان ، ملاحظه کار و فهمیده به نظر مى رسید . قادر هستید به موقع باعث شادى و خوشى دوستانتان شوید و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم کنید و در همان شرایط و در صورت لزوم بهترین کمک بر اعضاى گروه هستید .  


اگر ۳۱ تا ۴۰ نصیب شما شد :
بدانید در نظر سایرین معقول ، هوشیار ، دقیق ، ملاحظه کار و اهل عمل هستید. همه مى دانند شما باهوش و با استعداد هستید اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستید. به سرعت و سادگى با دیگران باب دوستى را باز نمى کنید . اما اگر با کسى دوست شوید صادق ، باوفا و وظیفه شناس هستید . اما انتظار بازگشت این صداقت و صمیمیت از طرف دوستانتان را دارید گرچه سخت دوست مى شوید اما سخت تر دوستى ها را رها مى کنید .  


از ۲۱ تا ۳۰ :
در نظر سایرین فردى زحمت کش هستید اما متأسفانه گاهى اوقات ایرادگیر هستید . شما بسیار بسیار محتاط و بى نهایت ملاحظه کار به نظر مى رسید . زحمتکشى که در کمال آرامش و با صرف زمان زیاد در جمع بار دیگران را بردوش مى کشد و بدون فکر و براساس تحریک لحظه اى و آنى هرگز نظر نمى دهد . دیگران مى دانند شما همیشه تمام جوانب کارها را مى سنجید و سپس تصمیم مى گیرید .  


و اگر کمتر از ۲۱ داشتید :
دیگران شما را خجالتى ، عصبى و آدمى شکاک و دودل مى دانند شخصى که همیشه سایرین به عوض او فکر مى کنند ، برایش تصمیم مى گیرند و از او مراقبت مى کنند. کسى که اصلاً تمایل به درگیرشدن در کارهاى گروهى و ارتباط با افراد دیگر را ندارد . 

 

 
  

دلتنگ دیدار تو هستم...  چاپ

تاریخ : دوشنبه 9 شهریور‌ماه سال 1388 در ساعت 12:54

  
از هرکی می پرسم چیزی میگه یکی میگه میایی


اون یکی میگه تو میری پیشش آخرش چی میشه تو میدونی؟ 


اندوه سفرت برام شده درد، چشمانم مثل یعقوب میدونی؟ 


اما چی میشه گفت شاید حق داشتی بری اما چرا دل منو با خودت بردی؟ 


صدات ،عکسات ؛ حرفات و... خاطره شده برام. منتظرم نذار بهم بگو آیا برمیگردی؟ 


هرجا هستی خوش باش با دلدارت یاد تو ما را بس است. یادت باشه خیلی بی وفایی!


گفتی یادم باشه خطی ننویسم که آزار دهد کسی را... اما


از خودت هزار خاطره، شعر ترانه و ستاره و غزل 

 

هزار  غم و غصه گذاشتی رفتی یادت بمونه

 

 ناصریا

 


می دونم یه روز به هم می رسیم چه تو برگردی چه من بیام پیشت


تو گفتی از شب قصه و خودت گذاشتی و رفتی اما یادت باشه بی وفا من خیلی تنهام 


در آخر بگم ای مسافر غریبه دل منو با خودت بردی کاش منو هم با خودت می بردی... 

 

 

یادت بمونه که منتظرتم....

 

   

  

 

با تشکر از فروزان عزیز به خاطر متن زیباش...